عارضه مرگ سرشاخه ها و زوال مرکبات چیست؟
آنچه در این مطلب می خوانید
مرگ سرشاخه ها و زوال مرکبات
همواره تعادلی بین اندامهاي زمینی و هوایی درختان وجود دارد که با نسبت اندام هوایی به ریشه بیان میشود. معمولا با افزایش سن درختان، میـزان شـاخ و بـرگ و نسـبت شاخه به ریشه هم افزایش مییابد. بنابراین در قسمتی از شاخ و برگ درختانی کـه در سـایه قرار میگیرند به تدریج ریزش برگ و مرگ شاخه ها و سرشاخه ها اتفاق مـی افتـد . وجـود میـزان معینی از این چوبهاي مرده به ویژه در داخل تاج درخت تا حدودي طبیعی است و نشان دهندة حفظ نسبت مناسب شاخه به ریشه است و براي نفوذ بیشتر نور به داخـل سـایبان بایـد عملیـات هرس صورت گیرد.
اجرای برنامههای مناسب هرس از گسترش این عارضه به بخشهای داخلی درخت جلوگیری میکند. مرگ بیش از حد سرشاخهها در حاشیه تاج، اغلب از عواملی نشات میگیرد که باعث ریزش برگ میشوند. این عوامل شامل بافت سنگین خاک، تنشهای مانداب و خشکی، و مدیریت نادرست تغذیه و آبیاری هستند. همچنین حمله قارچها، نماتدها و آسیب به ریشههای موئین بر اثر عملیات زراعی غلط، توان جذب آب را از گیاه میگیرند. این عارضه در جیرفت و کهنوج بسیار ناگهانی است و درخت طی ۲ تا ۳ هفته کاملاً خشک میشود. در مقابل، زوال درختان در استان هرمزگان به صورت تدریجی رخ میدهد.
بررسیهای منطقهای تنش آبی را مهمترین عامل این عارضه معرفی میکنند. این پدیده معمولاً در فصل گرم سال و با افزایش شدید دمای هوا بروز میکند. شواهد موجود نشان میدهد که مناطق کوهپایهای جنوب کرمان نیز با این چالش دستوپنجه نرم میکنند؛ در این میان، درختانی که روی پایه “بکرایی” با ریشههای سطحی پیوند خوردهاند، بیشترین آسیب را متحمل میشوند.

دلایل خشکی سرشاخه ها و زوال مرکبات
- نارنج حساس به تنش مانداب و مانداب است اما حـدود 90 درصـد از درختـان مرکبـات شرق مازندران داراي پایه ي نارنج میباشند.
- بیماری ویروسی تریستزا یکی از مهمترین تنشهای زنده در باغات مرکبات شمال است. این ویروس در کنار تنشهای غیرزنده مانند مانداب، بر سلامت درخت اثری مخرب میگذارد. هر دو عامل، مسیر انتقال کربوهیدراتها را از اندام هوایی به ریشه مسدود میکنند. اختلال در این چرخه حیاتی، نقش اصلی را در خشکیدگی سرشاخهها و زوال سریع درختان منطقه ایفا میکند.
- وجود بیماري گرینینگ و جاروك جادوگر لیموترش (تـنش هـاي زنـده )، تـنش گرمـا و تنش آبی (تنشهاي غیرزنده) بیشترین نقش را در خشکیدگی سرشاخه ها و زوال مرکبـات مناطق جنوبی کشور دارند.
- بارندگیهای مداوم در اواخر زمستان و اوایل بهار، هدایت هیدرولیکی ریشهها را بهشدت کاهش میدهد. این شرایط موجب تخلیه کربوهیدراتها و عناصر ضروری مانند کلسیم، منیزیم و نیتروژن از ریشه میشود. همچنین، تجمع بیش از حد آهن و منگنز در این وضعیت، بافت ریشه را دچار مسمومیت میکند. این فرآیندها در کنار هم، یکی از دلایل اصلی زوال مرکبات در مناطق شمالی محسوب میشوند.
- تنش مانداب بخش بزرگی از ریشههای فیبری درختان مرکبات را از بین میبرد. از آنجا که این تنش در مازندران عمدتاً طی زمستان و اوایل بهار رخ میدهد، نابودی ریشهها توان درخت را برای جذب آب و مواد معدنی بهشدت کاهش میدهد. در نتیجه، با شروع فصل رشد و گلدهی، سیستم ریشهی آسیبدیده نمیتواند آب، مواد معدنی و هورمونهای لازم را تامین کند؛ امری که در نهایت منجر به خشکیدگی شدید سرشاخهها و حتی زوال کامل درختان میشود.
- مانداب طولانیمدت در محدوده ریشه، سیستم آوندهای چوبی را مختل میکند. با شروع فعالیت درخت در اوایل بهار، این آوندهای آسیبدیده دیگر نمیتوانند آب و مواد معدنی را به اندامهای هوایی انتقال دهند. این ناتوانی در تامین نیازهای درخت، نتایج مخربی همچون زردی، ریزش برگ و گل، خشکیدگی سرشاخهها و در نهایت زوال کامل درخت را به دنبال دارد.
- تنش مانداب و غرقاب موجب افزایش تشکیل رادیکال هاي آزاد در اندام هوایی و برگهـا شده و زوال درختان را تشدید میکند و صدمه بعد از رفع تنش غرقاب بسیار بیشتر از زمان تنش میباشد. بنابراین علائم خشکیدگی سرشاخه ها و زوال درختـان مرکبـات بعـد از رفـع تنش بیشتر آشکار میشود.
- مدیریت نامناسب تغذیه باغ ها در طول فصل رشد به ویژه، بعد از برداشت میوه در سـال پرمحصول و تاخیر در برداشت میوه موجب تخلیه کربوهیدراتها و عناصـر غـذایی ریشـه هـا شده و سپس بارندگی زیاد و مانداب شدن خاك منطقه ریشه به دنبال آن میتوانـد موجـب تشدید این تخلیه و خشکیدگی سرشاخه ها و در مواردي نیز زوال مرکبات شود.
- تنش آبی در فصل پاییز، بهویژه در سالهای کمباران، آسیبهای جدی به ریشههای فیبری وارد میکند. در حالی که اکثر باغداران به اشتباه تصور میکنند با برداشت میوه، عملیات باغبانی به پایان رسیده است، این کمآبی پاییزی ریشهها را ضعیف کرده و مستقیماً راه را برای خشکیدگی سرشاخهها در بهار سال بعد هموار میکند.
- مصرف بیش از حد کودهای محلول مانند اوره و کلرید پتاسیم در چالکود، شوری محیط ریشه را بهشدت افزایش میدهد. ترکیب این مواد با کودهای حیوانیِ پرشور، این وضعیت را وخیمتر میکند. اگر این شوری با گرمای هوا و شروع فصل فعالیت درخت همراه شود، به ریشهها صدمه میزند. نتیجه این فرآیند، ریزش برگ، خشکیدگی سرشاخهها و بروز علائم زوال در درخت است.
به شما خواننده گرامی توصیه می کنیم مطلب علت ریزش مرکبات را مطالعه کنید!
